تبليغاتX
.:گارفیلد:.
.
.
.
گارفیلد بر پایه مرورگر اکسپلورر طراحی شده است ؛ خواهش میکنم با اکسپلورر وارد شوید و ستون سمت راست را تا انتها دنبال کنید
ستاره ی دنباله دار آمد
سلام من شدم ستاره ای که هرچند وقت یکبار می آید هنوز نشناختید منم وروجک عمرا اگه فهمیدی چیشد بابا من صاحب وبلاگ www.vurujake.persianblog.ir هستمفهمیدید بالاخره اصلا از این به بعد من با فونت درشت و امیر با فونت ریز مینویسد !ok چه عجب

خوب چون فردا پنجشنبه است و ما سرآمدان داریم نمی تونم آپ کنم البته جناب آقای مقیمی قل هایی در رابطه با اینترنت مدرسه داده است انشاا... عملی بشه

راستی من موضوع این پست را در بلاگفا زدم چرت و پرت پس بای بای

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

اردوی مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

اردوی مشهدم تموم شد

سومین و اخرین اردوی برون استانی با خاتم

در جمع هر سه تا اردو خوش گذشت ، ممنون

این اردو فرق میکرد فقط خنده نبود ، خنده بود ، بازی بود ، دعا بود ، نماز بود ، گریه بود ...

هم اولش هم اخرش

اول اردو وقتی گنبد طلای امام رضا (ع) رو دیدیم گریه کردیم ، تو حرم گریه کردیم ، برای زیارت وداع هم گریه کردیم ...

گریه ای که به خاطر امامی بود که تنها امامی هستند که تو کشور ما اند

گریه رو ول کنید از خنده بگیم

از خنده ی تو قطار ، از خنده ای که بچه ها نمی خوابینو جوک تعریف میکردن ، از  خنده ای که به خاطر رد کردن دوربین بود ، از خنده با معلمین ، از خنده بازی فوتبال ، والیبال معلولین ، رد کن بره ، سیم تلفن و...

خیلی خوش گذشت ولی برگشتن و دل کندن از مشهد خیلی سخت بود ؛ اینو همه خوب میدونین

نمیدونم چه جوری تعریف کنم که چه معلم های خوبی با ما بودند

از آقای علیگو و بابایی که مسئول اتاق ما بودن تا اقای ذوالفقاری و موسوی خوش اخلاق و آقای نعمت و مقیمی و احمد زاده و ......

راستی واقعا ممنون میشم اگه عکس هایی که گرفتیدو برای من تو سی دی بریزید ، اگه هم میخوای سی دی میدم فقط خواهشا اگه امکانش هست عکس ها رو بهم بدید

نوشتن بسه اگه میخواید عکس های زیر رو ببینیند تا سی دی فیلم اردو دوستمون بیاد خدا کنه دچار سرنوشت فیلم اصفهان نشه ........

 

مراسم عزاداری و سینه زنی در قطار رفت به مشهد

زمین چمن اردوگاه که بازی در آن ممنوع بود  ( البته خیلی بزرگتره طولش خیلی زیاد بود )

 

گنبد و گلدسته حرم مطهر امام رضا ( ع )

 

خداحافظ

 

 

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:4 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

ممنون
امروز کاری نداشتم فقط میخواستم یه تشکر کنم ار معلم هامون که تقریبا میشه گفت بهترین معلم ها به ما افتادن اکثر بچه ها همین نظرو داشتن

امروزم که اولین روز ناهاری مدرسه بود خدا رو شکر امروز وفت کم نیاوردیم برای غذا

فقط میخواستم بگم از هفته بعد دیگه من نیستم هر کی هم میخواد بگه رمز وبلاگ رو بهش بدم

از این به بعد تو  Persian Search هستم

موفق باشید

بای

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

شروع شد
سلام به همه

مدرسه شروع شد

معلم های کلاس ما معلم های خوبی اند از مسئولین ممنون

آقایان مقیمی و منافی هم در سفر حج به سر میبرند خدا قبول کنه

آرین وقتی کردی هر ۱۰۰ سال یه بار یه چیز بنویس

هی ننویسید که چرا بروز نمیکنی من همیشه تو دوران مدرسه مینوشتم

یه بخش گزارش هم اضافه کردم که اگه بتونم عکس و فیلم از اتفاقات مدرسه بذارم

فعلا اوضاع مدرسه داغ نشده تا خبر ها و انتقاد ها و پیشنهاد ها و ... بای 

|+| نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

عذر خواهی
سلام

من به خاطر پست قبلی از آقای مقیمی معاون محترم مدرسه به خاطر پست قبل عذرخواهی میکنم .

اونروز سرم خیلی درد میکرد متوجه نشدم دارم چی مینویسم

خلاصه معذرت

 

خواهش میکنم وقتی نه پایگاه هست نه مدرسه نگید چرا نمینویسم

 

خداحافظ تا پست بعد

|+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

عذر خواهی
من می خواستم از آقای مقیمی مدیر وبلاگ یاس آرام به دلیل مطالب پست قبلی عذر خواهی کنم .

چون در آن روز من سرم خیلی درد میکرد و نفهمیدم چی دارم میگم

خلاصه واقعاً معذرت میخوام . امید وارم که منو ببخشید

 

لطفا هی کامنت نذارید که چرا بروز نمی کنم تو تابستون که پایگاه تموم شده و مدرسه شروع نشده من چی بنویسم

 

خداحافظ تا موقعی که چیزی که میخوام پیدا کنم از یکی از وبلاگ ها

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

شكراب - آهار
سلام

چه خبر

خوبین

رفتیم شکراب تقریبا نصف بچه ها نبودن نمی دونم چرا !؟ 

اون هایی هم که بودند میگفتن صد رحمت به درکه

راست میگفتن خوب . ما حدود ۳ ساعت و ۴۵ دقیقه فقط پیاده رفتیم . رفت و برگشتمون هم ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه یا بیشتر سوار ماشین بودیم . حدود ۱ ساعت و نیم نشستیم . من که همه بچه ها میدونستن سرما خوردم و گلوم درد میکنه هم بدتر شدم متاسفانه یکی از معلمین هر چی گفتم گلوم درد میکنه راضی نشدن . خلاصی با این مریضی رفتیم تو آب یخ . موقع برگشتن انقدر سرم درد میکرد که مجبور شدم بروفن بخورم . بعد میگن بخند

من موندم کسی که میره قایم میشه و در میره خیس نمیشه اونوقت.....

جالبه تو این ۳ سال یک بار آرین خیس نشده بعد یه سری بچه هم که روشون با شیشه ۱۰ میلیگرمی آب مریزن

برگشتم خونه سر تا پا شده بودیم خاک .

تو راهم که بعضیا فقط به من گیر میدن از بین لشکر سرخ چین

به من که خیلی خوش نگذشت

دوست دارم نظر شما رو هم بدونم

تا بعد

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  | 

2 هفته تا پایان
سلام

الآن که دارم فکر میکنم میبینم چه زود گذشت ...........................

از ۷ هفته ۵ هفته اش رفت

امروز رفته بودیم سالن ورزشی

خوش گذشت به خاطر بازی گوجه که اکثر بچه ها می اومدن

تیم ما نسبتا بهترین بود حتی تیم دبیرستانی ها رو هم بردیم

حال داد

خلاصه که خیلی گذشته تا این ۵ روز ببخشید هفته

دیگه چی بگم ....

آهان از آرین هم به خاطر اینکه ژست قبلی رو نوشت ولی اسم من ژایینش ثبت شد معذرت میخوام

فکر کنم مشکل بر طرف شده اگه دوباره بنویسه ..........

به کلبه دیجیتال و Persian Search من هم سربزنید

هفته دیگه میریم شکرآب مواظب باشید به بوی گلپر که تو راهه زیاده حساسیت نداشته باشید

خوشبگذره

بای

 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط امیر جلال الدین شوکتی  |